حالمان خوب است اما تو باور نکن..

 

....

....

دعا میکنید من رو هم یاد کنید ؛خدا خیرتون بده ..

....

[ جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ] [ رب انار ]

[ نظرات () ]

Talafi

خدمات ویژه جشنواره پاییزی رب انار

زبان

..talafi..

 

[ یکشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۳:٥٤ ‎ب.ظ ] [ رب انار ]

[ نظرات () ]

کتاب گندزنون!

 

لا رافِعَ لِما وَضَعْتَ وَ لا واضِعَ لِما رَفَعْتَ

هر چه را پست کردی کسی بلندش نتواند کرد و هر چه رابلند کردی کسش پست نتواند کرد

 

One

همچنان کتابخانه ی عمومی نصیبم نمی شود:|
و این خیلی بد است!

و من دیگر اعصاب ندارم!

و از سویی هم دلم نمی آید مثل خیلی ها کتابم را؛ برگ برگش را؛ جِر بدهم

تا بتوانم وارد کتابخانه تخصصی شوم

:(

بعد عمری کتاب هایی خریده ام که بطور خودکار خیالِ برگ برگ شدن ندارند

 

حالم بد است!

 

رفتم کتابم را سیمی کنم

ازین پلاستیکی هاش که میشود برگ ها را درآورد و باز گذاشت سر جاش!!

برای اولین بار در عمرم جایی رفتم که خدمات خوب بود و قیمت هم خوب!

آقاهه سیمی میکرد ؛ اما سیمیِ فلزی و خوب!

که کتاب خدای نکرده برگ برگ نشود!

:|

 

نمیدونم چیکار کنم !

اینجوری پیش بره از درسم میمونم همچنان !

یکی بیاد کتاب هایم را جِر بدهد با کاتِر

فقط من نبینم که دلم نمیاد خو

 Two

یکی دونا دوست نما دارم متاسفانه

توقعِ لطف و حق به جانب بودنشان در حد لالیگا!

اما دریغ از ذره ای لطف !

حالم را بد میکنند

و هرچه جهد میکنم که این بار آخرم باشد که

منابعی که می یابم را به اشتراک بگذارم نمیدانم چرا نمی شود..

آدم نمی شوم!

 

Three

سردرد همچنان همراهم است

کم کم دارد رفیق همیشگی َم میشود

کاش این درد سراغتان نیاید

سر درد حالم را بد میکند

قیافم درست مثل پاستیل های مدلِ کِرم شده!!!

 

four

ذره ای امید

قدِّ یک عدس(!) در دلم چرخ میزند

خدا کند که سرانجامی باشد

[ دوشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٩:٤٥ ‎ب.ظ ] [ رب انار ]

[ نظرات () ]

مانند عصر جمعه‌ی پاییز دلتنگم...

«هوالحق»

 

محبوب من ! بعد از تو گیجم بی‌قرارم خالی‌ام منگم
بر دار بستی از چه خواهد شد چه خواهم کرد آونگم

سازی غریبم من‌که در هر پرده‌ام هر زخمه بنوازد
لحن همایون تو می‌آید برون از ضرب و آهنگم

تو جرات رو کردن خود را به من بخشیده‌ای ورنه
آیینه‌ای پنهان درون خویشتن از وحشت سنگم

صلح است عشق اما اگر پای تو روزی در میان باشد
با چنگ و با دندان برای حفظ تو با هرکه می‌جنگم

خود را به سویت می‌کشانم گام‌گام و سنگ‌سنگ اما
توفان جدا می‌افکند با یک نهیب از تو به فرسنگم

در اشک و در لبخند و سوک و سور رنگ اصلی‌ام عشق است
من آسمانم در طلوع و در غروب آبی است پیرنگم

از وقت و روز و فصل عصر و جمعه و پاییز دلتنگند
و بی‌تو من مانند عصر جمعه‌ی پاییز دلتنگم


                                                                                        حسین منزوی

[ یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٧:۳٠ ‎ب.ظ ] [ رب انار ]

[ نظرات () ]

مرمت کن ..

هزار بار گفتم هرآهنگی و گوش ندین

 

حالا باز برین "ازهمین حرفا" و اینجورچیزا گوش بدین

 

اینو میذارم برا فرهیختگان P:

حس تاریخ!

[ دوشنبه ۸ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٩:٤٤ ‎ب.ظ ] [ رب انار ]

[ نظرات () ]

چقدر ...؟

...یا حَسیبُ...

 

 

جنابِ مرد!

چقدر ازت فاصله بگیرم؟

چقدر خودم و بپوشونم؟

چقدر نگاهم رو برگردونم

که به گناه نیافتی

که بفهمی !

این راهش نیست!

 

[ یکشنبه ٧ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٦:٠٤ ‎ب.ظ ] [ رب انار ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه