مانند عصر جمعه‌ی پاییز دلتنگم...

«هوالحق»

 

محبوب من ! بعد از تو گیجم بی‌قرارم خالی‌ام منگم
بر دار بستی از چه خواهد شد چه خواهم کرد آونگم

سازی غریبم من‌که در هر پرده‌ام هر زخمه بنوازد
لحن همایون تو می‌آید برون از ضرب و آهنگم

تو جرات رو کردن خود را به من بخشیده‌ای ورنه
آیینه‌ای پنهان درون خویشتن از وحشت سنگم

صلح است عشق اما اگر پای تو روزی در میان باشد
با چنگ و با دندان برای حفظ تو با هرکه می‌جنگم

خود را به سویت می‌کشانم گام‌گام و سنگ‌سنگ اما
توفان جدا می‌افکند با یک نهیب از تو به فرسنگم

در اشک و در لبخند و سوک و سور رنگ اصلی‌ام عشق است
من آسمانم در طلوع و در غروب آبی است پیرنگم

از وقت و روز و فصل عصر و جمعه و پاییز دلتنگند
و بی‌تو من مانند عصر جمعه‌ی پاییز دلتنگم


                                                                                        حسین منزوی

[ یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٧:۳٠ ‎ب.ظ ] [ رب انار ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه