جا برای من گنجشک زیاد است ولی؛ به درختان خیابان تو عادت دارم

 

1.

حس و حالم که خوب نیست، حوصله نوشتن هم نیست، شایدم دوست ندارم لحظه های ناخوشی م اینجا ثبت شه ..

2.

این چند روزه فهمیدم مهمون داری م خوبه

وای خدا باز داره عید میشه !

:))

3.

یکی نیس به مامان بگه آخه چرا سر هر مهمون انقد خودتو به زحمت میندازی!

واقعا چرا انقد سختته فقط 1 غذا بذاری؟

دیروز با کلییییییی تلاش مامان و تو خونه نیگه داشتم و اصرار و اینا که با این مهمون که این حرفا رو نداریم ..بیخیال سوپ و پیش غذا و فلان!

ینی میخواد تا اون لحظه آخر استرس داشته باشه !:))

4.

21م حذف و اضافه س(اگه برا ما هم باشه )

خداکنه بتونم واحدمو بحذفم و واحد جدید بردارم ..

کاش میشد این ترم برندارمش .. اصصصلا نمیتونم بهش فکر کنم !

خدا باعث و بانی شو به راه ... هدایت کنه !!!

5.

خاله اینا کلی از شیرینی م خوششون اومد

حال کردم

6.

مهمون خوبه ها ، ولی به شرطه ها و شروطه ها

 

چقده زندگی یموقع هایی حس خفگی میده به آدم

7.

قدیم ها دختر میرف درس میخوندم کلی خبط و خطا کرده بود

اصن دختر و چه به درس خوندن

حالا اگه کار نکنه و درس نخونه و ... کلی بد نیگاش میکنن

ولی اگه هنر نداشته باشه مهم نیس

ینی یجورایی هنرمندی دخترا آنچنان مهم نیست بیشتر رو تحصیل بچه ها تاکید میشه

فککنم یکم خوب نیس اینجوری

...

بچه بزرگ کردن هم سخته البته

اینکه هم بچه هنرمندی داشته باشی ؛ هم درس خون و باهوش

خودش یه هنر بزرگه !

 

8.

:)))))))))

این چندروز کلی "آدم نعنایی" مهمونمون بودن

:))

شایدم شکلات تلخ 90% بودن ؛ باید بیشتر راجع به این مساله فککنم !

نعنایی یا تلخ  !؟


با همین دست، به دستان تو عادت کردم
این گناه است ولی جان تو عادت کردم   

جا برای من گنجشک زیاد است، ولی
به درختان خیابان تو عادت دارم

گرچه گلدان من از خشک شدن می‌ترسد
به ته خالی لیوان تو عادت کردم   

دستم اندازه‌ی یک لمس بهاری سبز است
بس‌که بی‌پرده به دستان تو عادت کردم   

مانده‌ام آخر این شعر چه باشد انگار
به ندانستن پایان تو عادت کردم
                                                                              علی‌اکبر رشیدی

[ جمعه ٢٠ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ رب انار ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه