وقتی زهری...!

اللَّهُمَّ اسْقِنَا الْغَیْثَ

خداوندا، ما را به باران سیراب کن

 

 

یکی نیس بگه کار که نمیکنی حداقل یادبگیر دروغگوی خوبی باشی

واااالا!

همسادمون پروژه ترجمه آخر ترم خواهرشو آورد که براش بترجمم

منم اونشب گرفتم و گفتم ببینم چی میشه ، خبر میدم

...

این همساده فووووووووووووق العاده راحته

ینی خیییییییلی راحت

و چون یکی دوبار تجربه داشتم میدونستم این ترجمه گرفتن بیگاری ای بیش نیست

خیلی خبیثانه س اینجوری فککنم

ولی خب باندازه کافی برا این و اون صلواتی ترجمیدم که الان دیگه عذاب وجدان نگیرم

مخصوصا در برابر بعضی ادم ها!

...

دیشب خواستم پس بدم ترجمه رو

هزاااااااااااااااااااار بار بلند شدم آماده شدم برم و باز نشستم

هزاااااااااار بار هی حرفامو آماده کردم چی بگم که ناراحت نشه

اصن یه وعضی

آخرشم نشد که

خلاااااااااااااصه امشب دیگه بعد کلی تمرین که چی بگم و چی نگم

رفتم و ترجمه رو دادم

هوففففففففف

...

 

Metro

[ شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٧:٤٦ ‎ب.ظ ] [ رب انار ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه