ترانهء خوش شانس!

...یا بَعیدُ یا قَریبُ...

 

ینی لب دریا هم که برم باید آفتابمو ببرم!

رفتم برا نوار قلب 

دکتره اصرااااااااار داشت مشکل روحی داشتی که زده به جسمت!

(یه اسمی هم گفتاااا کاش میدونستم باکلاس میشد!)

میگفتم ...

رفتیم برا نوار قلب 

ییهو برق رفت!

فقط و فقط هم برق دستگاه های اون اتاق رفته بود!!!

2..

چه بارون و تگرگ خوشگلی ولی کاش این سازو کار انسانی هم خوب بود و میشد به دور از سیل و ... از بارون لذت برد

 

3..

آدم انسان عجیبی ست و ترانه اینجاست

از مترو اومدم بیرون 

نم نم بارون +آسمون قرمبه؟ قلمبه!

_آخییی آسمونم دلش پره .. ببار... ببار خودتو خالی کن...

بارون بیشتر شده بود و من همچنان پیاده 

چه بارون نازی...پیاده میرم تا کتابخونه:)

چند ثانیه بعد تگرگ نبود کهههه گوله سنگ بود!!!

و من همچنان پیاده و بی چتر! هیچ سرپناهی نبود !

دیگه میخواستم شروع کنم دویدن که 

بوووووق بووووووق میگم بوووووق :دی

یه آقای پرایدی بود :سوار شوووو زود سوار شوووو

و من چه بی مهابا حتی بدون اینکه فکر کنم شاید سوارشدن بدتر از له شدن زیر تگرگ باشه سوار ماشین شدم !

اونم صندلی جلو!

و حتی نه چهره و نه بوی سیگاری که هوای ماشین رو پرکرده بود باعث نشد سوار نشم!!!

آقاهه تا دم در کتابخونه رسوندم ، هرچی اصرار کردم کرایه نگرفت

با اینکه تمام راه و داشتم به این فکرمیکردم که چه بی فکری بزرگی !

تو این بزرگراه ... تو این هوا... هر بلایی ممکنه سرت بیاد

وقتی پیاده شدم با خودم گفتم :پس هنوزم انسانیت وجود داره

هنوزم آدمی پیدا میشه که تو بارون بجای "دربست" مسافر سوار کردن به فکر یه دختر بی سرپناه زبانباشه و برسونتش به مقصد

 

خلاصه خدا بهمون رحم کرد :دی

 

4..

امروز با دکتری آشنا شدم

بسی انسان!

بسی انسان !

خیلی پیگیر کارای همه بیماراش بود سعی میکرد کار همه راه بیافته 

فوق العاده بود 

ازین ببعد سردردم که بگیرم میرم دکتر !:دی

خداخیرت بده دکتر امیرپور

فرشته

[ یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ] [ رب انار ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه