این ضعیفه های مدرن !

«اَسْتَغْفِرُاللهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ»

 

سلام

هی میخوام هیچی نگم

هی نمیشه!


*پرنده بهشتی

...

این قصه ی هرروزِ!

...

هر 5 دقیقه یک اتوبوس می آید و پر میشود و ..اتوبوس بعدی.

اولین خانم وارد اتوبوس می شود ، روی صندلی جلو می نشیند

دومی و سومی و چهارمی هم ..

اما...

هنوز کلی جا هست ، کلی صندلیِ خالی!

نمیدونم چرا ! نمیدونم چرا باید خانم ها با پررویی تمام برن در قسمت آقایون اتوبوس بشینن..

نه صندلیِ اخر، نه یکی ماقبل آخر..که هرجایی که میخوان که حتی کنار آقایون هم!

واین در حالیه که ممکنه همون موقع یه آقا سرپا بالاسرشون وایستاده باشه..!

و این در حالیه که اگر یک آقا بیاد در قسمت خانم ها کچل ش خواهیم کرد به حکم پررویی و هیزی و ...

همین چند روز پیش ؛کلی جا بود هنوز

چند تا از خانم ها رفته بودن جلوی اتوبوس نشسته بودن و پیرمردی که وارد اتوبوس شد بنده خدا جا نداشت بشینه ..

و فقط در کمال تعجب یه نگاه به صندلی های خالی قسمت خانم ها و یک نگاه به خانم های جلوی اتوبوس انداخت و تا آخر  سر پا بود ...

 

 

پ.ن: نیمه شعبان هم شد...منتظر معجزه ام هنوز..

/ 31 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گویای خاموش

ببین از چشمه می جوشد ترانه ز گلها می کشد آتش زبانه کبوتر می وزد بر روی هربام پرستو می چکد از سقف خانه قیصر امین پور

تفلدم

سلام رب جان خوبی ؟ راسش من خودم یکی از اون ادماییم که میرم جلو میشینم اصن کلن جلو نشستن رو دوش دالم یادش بخیر یوقتایی بی آر تی میخاستم سوار شم انقد وامیسادم اولین ماشین خالی بیاد جلوترین نقطه ی ممکنه که میتونم خیابونو رصد کنم برسه !!! اصلا از عقب ماشین خوشم نمیاد یکی از دلایلش گرمیه شاید یه دلیل دیگشم اینه که احساس میکنم دیرتر میرسم !!! نیدونم البته پاش بیافته تا ته ته اتوبوسم عقب نشینی کردم تا جا واشه ملت بیان بالا ! ولی وقتی اتوبوس خالی خالیه حال میکنم برم جلو بشینم حالا حرف حسابت چیه تلان ؟؟؟؟[نیشخند]

yooga! :P

به نام خدا سلام آخی نازی الآن سر جلسه ای؟ ان شاءالله که امتحانت عالی می شه :) مففخ و شاد و پیروز و از این حرفا باشی :)

سیاه؟سیا!

نه این الان کتابخونه س من شنیدم تشک برده همونجا میخوابه. دیگه از دستش ذله شدن مسئولین کتابخونه

گویای خاموش

به نام خدا سلام ایییییول سرعت!!!!!!!!!! (نتم رو می گم! [زبان] الآن چشمش می زنم می پکه! :پی) اهم اهم! صدای من رو از خونه می شنوید! [هورا][شوخی] تراااان! اتفاقاً همون روز آخری که اومدم کتابخونه، توی سرویس یه خانومه داشت باهام حرف می زد، یعنی از توی ایستگاه شروع کرده بود تاااااااا توی خود محوطه ی کتابخونه! یعنی گوش مفت گیر اورده بود :پی بعد اتفاقاً صحبت این شبانه روزی هم شد، می گفت باید بری فعالش کنی. یادم رفت بهت بگم! [شوخی] می گفت انگار یه استراحتگاهی هم هست! آره؟ برو یه تحقیقی بکن حالا، ببین اگه هست که کلاً شبانه روزیش کن [شوخی] آخ جون برا منم خوبه که مسیرم دوره! [زبان] واااااااای تران! سه شنبه داییم اینا (مامان بابای مای کچل کازین :دی) اومده بودن خونه خواهرم (خودش نیومده بود)، بعد تا وارد شدن ععععععع! نوید گفته تو کتابخونه دیدتت و اینا! گفتم آره اتفاقاً می خواستم خودم بگم شما زودتر گفتید :دی بعد زن داییم گفت تو چرا می ری کتابخونه؟! خونه تون که کتابخونه س! [سوال] حرف حساب جواب نداشت! :دی گفتم خیلی خسته م و خونه نمی خونم و اینا! حالا کافیه شبانه روزیشم بکنم، می شم جک فامیل![شوخی]

گویای خاموش

آهان اینم بگم! اون جا اوری ثینگز اوکی؟ هاو ابات سوسکز؟! [شوخی] آر ذی اوکی تو؟ [مغرور]

گویای خاموش

[خواب][خواب][خواب] دستت درد نکنه خودم لاف دشک اوردم [زبان] http://www.make-your-own-baby-stuff.com/images/dinosaur-pillow-panel-gift-set-21445951.jpg

روانشناسه

نمیمه شعبان هم گذشت ... منتظر معجزه ای هنوز ؟

چقد همش گویا!!!

به نام خدا سلام مجدد کامنتشو همین جا می ذارم که اون پست باکلاس رو خراب نکنم! [زبان] پتوها کجان؟! توی نمازخونه؟ آره خو، جاذبه ی گردشگری [شوخی] کنکور ارشد یا دکترا؟ آخه هنوز خییییییلی مونده که.. یعنی خب این خرخونیا (بلانسبت[زبان]) معمولاً از دو سه ماه مونده به کنکور شروع می شه نه حالا [سوال] یعنی دیگه تا این حد؟ [عینک] نمی دونم دیگه کی بتونم بیام تهران، منظورم قبل از سال تحصیلی ه البته.. اما خوشم اومد از کتابخونه اومدن [چشمک] فقط خداوکیلی دوره، یعنی سه سااااااعت توی تاکسی و مترو [سوال] که البته اگه مترو خلوت باشه اون جا هم جزوه به دست بودم اون چند روز [چشمک] در کل یه حال خاصی دارم الآن، ازبس اون چند ماه تحت فشار بودم، الآن رسماً بریدم! دقیقاً هیچ کاری نمی کنم!

گویای خاموش

نه دیگه، هم از یکی پرسیدم هم از خواهرم، گفتن مترو بهترین وسیله ست برای مسیر تو. دیگه نمی دونم، اون آقاهه که گفت خیلی جدی نگرفتم، اما خواهرم که گفت اعتماد کردم [نیشخند] دیگه نمی دونم والله.. آره خو تو فرقی نکردی چون همیشه می خرخونی [زبان]