جلد پشت بوم!

*آرام آرامم …
مثل مزرعه ای که تمام محصولاتش را ملخ ها خورده اند …
دیگر نگران داس ها نیستم …

 

عادت های غذایی م انگار داره عوض میشه ..

یه تغییراتی ناخوداگاه از خودم تو خورد و خوراک نشون میدم که ، خودم که هیچ ، بقیه هم تعجب میکنن!

 

چشمام بد درد میگیره !

چیکار کنم ..تمام منابعم مجازی ه و تو لپ تاپ

مجبورم ازینجا بخونم ..تازه کلللللللللللللللی مقاله و اینا رو بالاجبار خوندیم؛ الان به جایی رسیدم که یکی دو ساعت میتونم از نوت بوک متن بخونم وگرنه قبلا که یه ربع هم نمی کشید.

چشم درد مداوم سر درد مداوم میاره برام

چیکا کنم چشم درد نگیرم؟

 

بعد نوشت:

1.

یک هفته پیش به دکتر ع بابت پروپوزال ایمیل زدم و جوابی دریافت نکردم

امروز ایشون و آنلاین دیدم و با سرعت به فارسی ایمیل زدم

هنوز آنلاین بود

هیچ جوابی نداد

فوق العاده اعصابمو به هم ریخته

اصلا براش مهم نیس که داره وقت ما رو خیلی راحت تلف میکنه

دانشگاه هم که هرچی میگی میگن دکتر ع باید دستور بدن

نمیدونم

باشد که خداوند جوابش دهاد..

 

2.

21 فروردین تولد دادا کوچیکه بود

شب قبلش از سد لتیان برگشت ..

قرار نبود برگرده ها قرار بود تا جمعه بمونه

منم نه کیک نه هدیه نیشخند

خلاصه فرداشبش رفتیم بیرون پیتزا و اوشون و به زووووور بردیم

بهدم همونجا کادوشو بهش دادیم :)

تو اولین حدس کادوشو درست حدس زد !:| :دی!

3.

حالم بد نیس

ولی دوست داشتم خدا یچیزایی رو برام توضیح میداد منم بفهمم

4.

سوال من

"عذرمیخوام مزاحم وقتتون شدم ..میتونم بپرسم نتایج پروپوزال ها چی شد؟"

جواب او

"Some of your firends submitted their proposals. Some will do  in two weeks".

 

*نغمه سرا

/ 33 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گویای خاموش

"امروز از صبح میخواستم هی تو وبت یچی بگم ..هی نمیدونم چرا گویایی در من فریاد میزد !:)))) " خو چی می خواستی بگی؟ [سوال] هاه؟ مگه گویا فریاد هم می زنه؟! :)))) ------ "اینجا کسی نیس که راحت باش ..منم نیگا نمیکنم ..!:دیی" نمی شه یه ترتیبی بدی کامنت رمزدار هم اختراع بشه؟! [شوخی][زبان] ------- هنوز می ری شیتیل؟؟ توروخدا یادم نیار، به اندازه کافی با همین وبلاگا سرگرم هستم، دیگه وقت ندارم:پی

پارسا زاهد

به نام خدا سلام امثال دانشجویانی چون شما و امثال دکتر ع‌های شما رو تو محل کار زیاد می‌بینم:دی طفلکی دانشجوها یه فرم عنوان پایان‌نامه رو سه چهار بار تو پنج دقیق اصلاح کرد تا دکتر رضایت بده :دی بعدش هم نمره و اینا هم که بماند تولد دادشتون مبارک[گل]

گویای خاموش

".ازین ببعد اومدی کامنت و که نوشتی که رمز پایینش نمایش میده ،اون رمز و تو کادر بزن حله!" [قهقهه] الآن رمزشو می زنم ببینم چی می شه :پییی ------ وب دادا کوچیکه س؟ [عینک]

گویای خاموش

""Some of your firends submitted their proposals. Some will do in two weeks"." Oo ! هاه؟! ببخشید من ترجمه م بده! می شه بگید ینی چی؟ oO ! ینی هنوز کسی مونده؟ بر فرض هم که مونده باشه، نمی تونه به قبلیا رسیدگی کنه؟

گویای خاموش

"نذارین دهن رب باز شه ..." دهنتو باز کن دخترم! بگو آ! [زبان] (ینی پس فردا مجوزم میاد بالاخره که قانونی معاینه کنم؟ [عینک])

گویای خاموش

:دیییییییییییی حالا من از همون اول این قدری عادی بودم و هروقت ازم می پرسیدن بهشون می گفتم بابا بیییییییییخیال و من که نخوندم و داغونم و اینا، که دیگه کسی امیدی نداره خداروشکر :))) فقط دیشب داداشم گفت الآن تو اخبار گفت نتیجه امتحانتون نمی دونم کی میاد.. گفتم آره پسفردا میاد. و خب از قیافه م معلوم بود که قبول نمی شم که! :)) ببین تو چه بووووق خونی هستی که کسی حرفتو باور نمی کنه! [نیشخند] ینی کم کم منم دارم به شک میفتم، که شایدم ایشالا فردا خبرای خوب ازت بشنوم خو! [عینک][زبان]

گویای خاموش

اصن مهم نیس چی می شه، درهرحال تو برای من همون دکتری هستی که بودی! [زبان] [شوخی]

گویای خاموش

به نام خدا سلام -------- خب دیگه چه خبر؟ [پلک]

گویای خاموش

از صبح هی می خوام بیام تو وبت یه چی بگم، هی نمی دونم چیه! ول گویایی در من فریاد می زند! [چشمک] ته تهش می شه این: خوبی؟ خووووووووووبی؟

ایران

کلا خسته نباشن استادتون!!! ای بر روح پرفتوحشون صلوات! نه بابا چرا درس رو ول کنی برو دنبال علاقت دنبال عشقت اونجور که اگه سه ساعت هم مطلب بخونی نه چشم درد رو بفهمی و نه شهادت رو!!! [نیشخند][خنده]