خودکشی or روکشی!

یک!

دبیرستان بودم که به هوای همراهی با دادا کوچیکه الکی الکی نشستم رو یونیت دندونپزشکی و خیلی باکلاس خواستم دکتر دندونامو چک کنه ..

دروغ نگم انتظار داشتم از دندونام کلی تعریفم بکنه ..که برگشت گفت 6تاش باید پر شه !:|

سالم بود نه دردی نه هیچگونه مشکلی!

خلاصه دندونا کمتر یا بیشتر پر شدن ...

 

دو!

دندونام نه درد داشتن نه حتی مشکل خورد شدن و شکستن که معمولا بعد پر شدن وجود داره

زبونم که یطرفش مورد پیدا کرد رفتم دکتر اگه مشکل از دندون ه درستش کنه که مامان گفت آخرش که باید روکش بذاری ، خب الان بگو روکش بذاره

دکتر گفت این دندونت که روکش نمیخواد ولی اون دوتا دندون سمت چپ چرا..اگه یروز خواستی روکش کنی اونا رو روکش کن

منم گفتم خب پس الان همونا رو روکش میکنم

و عمرا فکر نمیکردم انقددددددددددد کار بیخودی باشه روکش گذاشتن وگرنه عمرا همچین کاری نمیکردم:|

 

سه!

از من به شما نصیحت هروقت رفتین دکتر کثیف ترین و زشت ترین لباساتونو بپوشین

:))

 

چهار!

تیکه تیکه نوشتنم بخاطر ترس از پریدن همین نیمچه نت ه !

به بزرگواری خود رب را ببخشایید

 

پنچ!

دکتری که پیشش رفتم دکتر خوانوادگی بید یجورایی

پدرم از زمان جوانی باهاش ریفیق بوده و همچنان دوست و البته کارش خیلی خوبه

و البته به قول دادا بزرگه : دیگه پییییییییییییییییر شدههههههه !

ولی خب من همچنان معتقدم کارش از دکترای دیگه خیلی بهتره

(خب حالا یکم فقط چشمش نمیبینه یا مثلا دستش میلرزه یا ...:)))))

دکتر خوبیه

شروع که میکنه بسم الله میگه و در حین کار هم هر مرحله ای ذکری میگه

تاحالا به این ذکر گفتن ها توجهی نکرده بودم

 

 پنججج!

نشستم رو یونیت ؛ مثل همیشه اول دور و برم و نگاه کردم و تو دلم حس کردم یه دکتر تا چه حد میتونه کثیف باشه و بعدم مث همیشه به خودم گفتم همه چی خوب پیش میره اینجا هم تمیزه

بعدم چشمامو بستم و ولو شدم رو یونیت

مثل همیشه اول احوالپرسی کرد و حال بابا رو پرسید و ...بعدم :چی شده باباجان؟

توضیح دادم و مشکل زبونم و ربطش به دندون و اینکه بخاطر همین اومدم یهو روکش هم بذارم و گفتم

اون دندون و درست کرد ..ینی صافش کرد... هنوزم فککنم زبونم جوش زده بود، الکی الکی رفتم برا روکش :)))

بعد گف نه این روکش نمیخواد ولی اون دوتای اونوری چرا...اگه یروز خواستی روکش کنی اونا روکش میخوان نه این

منم هاج و واج که خو این یکی که وضعش خرابتره که ..اونا یه ریزه پر شدن فقط... در حد یه سیاهی کوچیک وسط دندون

بهرحال گفتم خب اگر روکش لازم دارن الان میتونم روکش بذارم؟ و اوشونم گف بلی و ...

خلاصهههههههههههه

لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود :))))

دهان ما باز گشت و دکتر هم شرو کرد

هی روشو تراشیدددد هی تراشیدددددد هی تراشییییییید

تمام مدت داشتم فکر میکردم چه دندون سفتی دارم آخه!:))

نه دندون و نه لثه؛ هیچکدوم و سر نکرد:|

فقط یه لحظه حس کنید چی کشیییدم از درد

خیییییییییییییلی بد بود ...خییییییلی

بعد  حسابی که خون خوردم بیخیال شد

رف یه خمیر بسیار بوگندو آورد فشار داد تو دندونام بعد گف دهنتو ببند و فشار بده

اه اه هوووع

بهدم گف برو چهارشنبه دوباره بیا

 ***

تو راه بودم که یهو دیدم...جیییییییییییییییییییییغ !

چقد روسری م کثیفههههههههههههههههههه !

این دکتر ازین پیش بند پلاستیکی ها نمیندازه رو مریض ...

دیگه فککن! چییییی بودم وقتی اومدم بیرون

ینی دقیقا به عمق جمله "با ذکر سه صلوات به روح پرفتوح رهبر عالیقدر انقلاب امام خمینی ره امتحان خود را شروع کنید" پی بردم !

باور کنید اگه چادر نداشتم روم نمیشد از جام تکون بخورم اصن!

 ***

:قلب !:))

ای جیییییییییییییییییییییییییغ من کلی نوشتممممممممم

/ 85 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گویای خاموش

ترااااااااااااااااااانه، کجااااااااااااایی؟ اگه نیای رب رو تحریم می کنیماااااااا! [زبان][دروغگو]

داداداود

سلام نه علیکوم ربجی ؟؟؟ پس چرا آپ بازی نمیکنین؟؟ درس و مشقتونم که تموم شده آغا راستی اگه بخوایین من دکترمو بهتون معرفی میکنم، انقده خوبه که هر وقت میرم پیشش طوری دندونما درست میکنه که فردا هم باید برم پیشش ، خلاصه فکر کنم هی دلش برام تنگ میشه

گویای خاموش

:555: [ابرو]

گویای خاموش

[ناراحت]

روانی !

چرا اصفهانیا پرچم عمان بردن بالا [نیشخند]

گویای خاموش

کجا بردیش؟ [متفکر]

داداداود

عععع این پرچم عمانه؟؟؟ من نمیدونستم فکر میکردم مال جمهوری چک و اونورا باشه فکر کنم منو با یه خارجی اشتباه گرفته

پارسا زاهد

به نام خدا سلام ‏ طلا زیر ‏۱۲۰‏ اومده ‏ بخرید تا تنور داغه:دی

پارسا زاهد

راستی این پرچم کجاست؟:دی

گویای خاموش

"هس که پس چیو کجا بردم؟" خب وقتی من کامنتو نوشتم هنوز برش نگردونده بودی :))