چقدر ...؟

...یا حَسیبُ...

 

 

جنابِ مرد!

چقدر ازت فاصله بگیرم؟

چقدر خودم و بپوشونم؟

چقدر نگاهم رو برگردونم

که به گناه نیافتی

که بفهمی !

این راهش نیست!

 

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پارسا زاهد

به نام خدا سلام برای اونایی که دلشون مریضه (فی قلوبهم مرض) باید خیلی زیاد ابین کارا رو بکنید[خنثی] اما اونایی که دلشون مریض نیست فقط با بدحجاب‌ها و بزک کرده ها به گناه میفتن

گویای خاموش

به نام خدا سلام این "هوم..." خودش کلی معنا در پی داشت خو! هوم؟ [ابرو] [شوخی] ------ ای خداااااااا! یا این هوا رو سرد سرد بکن، یا گرم گرم! آخه الآن بی کولر (در درجه ی خیلی کم البته) هوا گرم می شه، با کولر یا پنکه آدم میفته به حالی که الآن من دارم! سرررررررررررررما خورده ام! [گریه]

گویای خاموش

رزی جان خواهر، بیا بگو امروز صدام چه شکلی شده بود :دیییی یه کم ادامو دربیار ببینم [خنده]

حس غریب

صدات شبیه سرما خورده ها نبودااا گویا! قند عسل من الان بچه ام صداش در نمیاد اصلا

گویای خاموش

بله حس جان، به خاطر این که عصر دکتر بودم، دو تا آمپول زدم به علاوه ی کلی داروی خوراکی و استنشاقی و اینا.. به علاوه ی چهار تخمه و بهدونه و اینا که عصری با آبجوش و اینا میل نمودم، دیگه خب صدام برگشته بود :دی

گویای خاموش

و اینا! [نیشخند] -------- آخی نازی تران، خودت بگو دوس داری چی صدات کنیم؟ [بغل] [شوخی]

گویای خاموش

حس؟ راستی حال قندعسل چطوره؟ بهتره؟ ----- تق! (حق وب بید!)

گویای خاموش

سلام دبه! [خنده] نه خو به دبه هم نمی خوری که.. [زبان]

تولد

چقدر ازت فاصله بگیرم چقدر خودم رو بپوشونم چقدر نگاهم رو برگردونم که به گناه نیافتی که بفهمی این راهش نیست ترانه این پستت با دل و جونم دوستش دارم حرف هایی که من رو به این حس میرسونه هرجور راحتم زندگی کنم :|

تولد

[ابرو]