kozet

از بعد از عید فطر شروع شد

:|

 

پدر بعد از بازنشستگی یه مغازه زد

و لی خب مغازش رو باید یکی می بود که مرتب کنه

خودش نمی رسید به اینجور کارا

 

و این یکسال حسااااااااابی بهم ریخته شده بود دیگه

 

و ین یکی دو هفته همش اونجا بودم

شبا انگشت ها و لباسام کااااملا سیاه و کرکثیف میشد و میومدم خونه

بس که دود میشینه رو جنسا

آخه مغازش لب خیابونه

 

خلاصه کل قفسه ها رو ترتمیس کردم و چیدم و ویترین ها رو مرتب کردم

وووووووو

حالا دیگه از مغازه خوشم اومده :)

جالبه:)

 

یکی دو روز پیشم چنتا از دوستام اومدن لوازم التحریر خریدن برا مدرسه ای هاشون

:)

آخه تقریبا حراجی ه:))

قیمت هاش زیادی ارزونه :))

 

خلاصه این بود که صبح میرفتم تا 9.30 اونجا بودم

 

الانم مغازه رو دست گل تحویل پدر داده ایم

هورا

/ 3 نظر / 12 بازدید
گویای خاموش

به نام خدا سلام فعلاً اعلام اولی می کنم و این که: "قرار نبود اسمش این باشه که .. ثبت احوال قبول نکرد گفتن اسم خارجی نمی ذاریم این شد که بجای "کوزت" گذاشتن "رب انار" " دو سه بار خوندمش تا فهمیدم ینی چی! :دیییی خییییییلی باحالی! [قهقهه][ماچ][قهقهه] حالا میام برا بقیه ش..

گویای خاموش

یه اعترافی بکنم؟ قول می دی کسی بهم نگه فضول؟ [زبان] از اون روز که گفتی روزا خونه نیستم، و بعدشم چندبار دیگه گفتی، فکر کردم شاغل شدی؛ بعد چند بار خواستم بپرسم ازت، هی گفتم به تو چه دختر؟ خودش اگه بخواد می گه! [زبان] بعد پیش خودم گفتم این چه کاریه که تا شبه؟ (آخه گفته بودی تا شب بیرونی) دیشب یهو فهمیدم چه کاری ه! [نیشخند] گفتم حتماً توی آموزشگاه زبان مشغول به تدریس شده! [نیشخند] یه دنیاااا دو نخطه پیییییییییییییییی ! [مغرور][زبان] دلیلمم این بود: خو زبانکده ست که ممکنه تا شب کلاس داشته باشه و خلاصه ساعتاش برا روزای مختلف زیاد منظم نیست و اینا! تراااااااان! حیف شددددددددد! تمام رؤیاهای منو خراب کردی!!!! [نیشخند] کم کم داشتم به این فکر میفتادم که بیام تهران و یه روز بقیه رو هم خبر کنیم و اسپیشلیییییییییی حس رو! و ازت شیرینی "تیچر" شدن بگیریم! [زبان] و حسابی بهت تبریک بگیم و خلاصه دور همی کلی بخندیم! [شوخی] تران رؤیاهام رو بر باد دادی؛ اون حبابی که بالا سرم درست شده بود رو بی رحمانه ترکوندی! [ناراحت][خنده] --- می گم تبلیغ هم کردیا [چشمک] ----- پ.ن. خسته نباشی! [ماچ][لبخند]

حس غریب

منم اول فکر کردم منظورش این گله! بعد دیدم نه منظورش اون گله ( یعنی خودش!) حالا چقدر از کسب درآمد کردی از این طریق[نیشخند][نیشخند]