کنکوری دارمممممم

*

دادا کوچیکه شنبه کنکور داره

تلاششو کرده

امروز زنگیدم بهش کلی استرس داشت

زنگیدم گفتم کارت ندادن

گف ینی چی؟

گفتم هیچی ثبت نامت تو سایت سنجش ثبت نشده بوده


فککنم سکته کرد بچه م !!

حسابی که حالش گرفته شد گفتم گرففتم !

کارتتو گرفتمممممممم

بعد نمیدونس بخنده یا گریه کنه

آخی تاحالا تو عمرش همچین استرسی نگرفته بود

شیطان

 

**

گاهی اوقات اصلا نمیدونی برای عزیزت چکار باید بکنی

از طرفی حق داره از طرفی هم میبینی همه حق دارن

از طرفی هم دوسداری بهش بگی

خیلی بد داری اشتباه میکنی

این دیگه حماقته ! اشتباه نیست!

:|

***

دیشب از درد گوش از خواب پریدم

تا صبح بزاق دهنم و هم میخواستم قورت بدم درررررررررررد میکشیدم

درد گلو زده بود به رگهای گوش

بزاق دهنم میخواس از قسمت گلو رد شه تمام بدنم تیر میکشید

خیییییییلی بد بود

هنوزم درد داره اما خیلی بهتر از دیشبه

صبح رفتم دکتر

گفتم من دیروز هیچی م نبود! یهو اینجوری شدم !

خانومه هم گف آنژین بید

دو تا پنی سیلین نوشت برا امروز و فردا ، رفتم تزریقات خانومه میخواس بره نهار

نگفتم برا امروز و فرداس، یه آمپولم بر ا تست داده بود دکتره

تست و که نزد ، ینی سیلین هارو هم با هم زد

ذوق کردمنیشخند حسش نبود فردا هم برم دکتر

ولی درررررررررررررررررررررررررد داشتااااااااا

تاحالا من سر آمپول زدن صدام در نیومده بود آخ

بعدم با یه کیسه پر قرص و شربت و سرم شستشو برگشتم خونه

تا مترو هنو یکم دررررد داشتم بعدش خوب بید

افسوس

 ****

دادا کوچیکه خییییییییییییییلی استرس دارهههههههههه

اصن ازین بچه بعیده همچین حالتی

تو عمرش تاحالا ذره ای استرس ندیده بودیم داشته باشه

همیشه فوق ریلکس بود

ازون اول دبستان اصن انگار نه انگار که امتحان داره ...خیلی خونسررررد

اما الان در حد بغض و گریه س!

نگران

همش میگه تروخدا دعا کنید برام ، اونروز میگف به هرکی میرسی بگو دعا کنه !

نگران

انقد بهش گفتم باید وکیل شی برام یه ویلا بخری که تو استخرش و پر ببئی کنم

استرس گرفته

حالا اصن از وکالت خوشش م نمیادا

ولی بالاخره انتظار خانواده رو میدونه بالاس

نیشخند

 *****

پارسال یه مشکلی داشتم

الانم باز شرو شده

چندروزه هی اینطوری میشم ..

انگار یه مویرگ کنار قلبم پاره میشه ، خونش می پاشه

حسش میکنم

ینی خب دررررد میگیره مجبورم حسش کنم :))

اوندفه که رفتم دکتر هی گف ناراحتی روحی ه که زده به جسم

الان که خوبم !

اون موقع هم خوب بودم ...به دکتر هم گفتم

ولی اصرار داشت مشکل روحی ه

نمدونم چیه ولی بد حالگیری میکنه

 

******

یه مدته انقد بد میشینم آخرش غوز درمیارم !

بخاطر نوتتتت بوکه ها هی ال سی دیش میپره در یه حالتهای خاصی باید بشینی که اوکی شه

 

*******

استرس دارم داغون!

صبح اصن با یه استرسی دادا رو رسوندم که نگو ... ینی اصن در حد ویبره بودم

به قول مجری هه پروانه ای در دلم پرواز میکرد!!!

واااای خدا خوراکی م ندادیم بهش

بس که دیروز گفتم بریم بیرون چیزایی که میخوای و بخر هی گوش نداد

وای خداکنه گشنه ش نشه اصن!!

دیشب براش تو یه بطری آب یکم شکر و یکم ! یکم ؟نیشخند یکم بیشتر از یکم عرق نعنا ریختم و گذاشتم یخ بزنه برا امروز

بوی نعنا هوشیاری و بالا می بره

اصن تست هم نکردم یموقع نعناش زیاد نشده باشه زبان

قلبم داره میاد تو دهنممممممممممممممممممممممممممم

کلافه

 ********

دیروز کلی ببختی داشتم هی!

دادا کوچیکه رو میخواستم ببرم قام قام سواری ثبت نام کنه

سر راه باید یه بانک هم پیدا میکردیم

یهو به میدون نرسیده دیدم هی داد بنزین ندارم یول

رفتیم پمپ بنزین ..تاحالا تنها نرفته بودم ؛ الانم تنها نبودم وگرنه نمیرفتم اصلا ، شاید!:))

بعدش کارای بانکی و که انجام دادیم رفتیم آموزشگاه قام قام سواری

داشتم میرفتم کهههه دیدم هی داد پنچرم!متفکر

چرخ عقب باد نداشت اصن

بعد کارای دادا و گرفتن اطلاعات اولیه .. به آقاهه مدیر موسسه گفتم ماشینم پنچره چیکار کنم !!

اوشونم اومد و گف برو فلان جا چرخ و باد بزن بعدم برو اون یکی فلان جا تعمیرگاه خودمه ، لاستیک و تعمیر کن، بگو علی آقا منو فرستاده

(خیلی خوشم میاد ازش!ایش!)

خلاصهههههه

رفتم چرخ و باد زدندی

و بعدم رهسپار خونه شدیم و نزدیک خونه رفتیم یجا لاستیک جدید گرفتیم

هوفففف!

 

 

/ 106 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گویای خاموش

ع این جدیده رو تازه خوندم. من جات بودم همون وسط خیابون ماشینو پارک می کردم (حالا وسطش نه، گوشه ش[نیشخند])، بعد می گفتم بابا یا دادابزرگه برن دنبال کارای تعمیر و اینا! :))))

روانی !

بدجوری گیر فلاک افتادی :))) نخیر مشکل از چشم خودت بود دیدی دیدی ---------- رب جان تا این تجربیاتو تجربه نکنی! راننده نمیشی مثلا تا مماس قائم با پژو پارک نکنی ، پارک کردن یاد نمیگیری تا آینه سقفو نشون نده یاد نمیگری اول آینه رو تنظیم کنی [زبان] ایشالله روزی که جای سوییچو چشم بسته پیدا کردی خودم برات خروس میزنم زمین [مغرور]

روانے

به نظرم رب، زیرپوستی نابود شد :سوت

گویای خاموش

100 ! [نیشخند]

پونه !

نابود ! نابود واسه یه ثانیه اشم نیس روان ! الان رب در فضا معلقه و کاملن از حالت جمود به حالت هوازی درومده ! به احترامش یه نفس عمیق حتی :|

گویای خاموش

"بدجوری گیر فلاک افتادی :)))" نه اتفاقاً بیشتر برای همون پارسی استفاده میکنم، اما دیروز که قالب اینجا نبود (الآن برگشته)، رفتم اونجا چک کردم. :))

روانی

هرچی فکر میکنم بهت نمیاد چراغ رد کنی از یه دختر خانوم متشخص بعیده خروسمو بده برمممممم

گویای خاموش

راستی قلبت چه طوره؟ رفتی متخصص؟ اگه نرفتی حتماً برو.. برو که خیالت/مون راحت بشه صحیح و سالمی [لبخند]

روانے

داداش منم مسیرو اشتباهی میره میگه تابلوها رو بد جایی زدن :))

بی خیال اون کد شدی؟ :دی توی مسنجر هم برات نوشتم، آخه لینکش مستقیم نبود. لینک مستقیمشم برات فرستادما ;)