میلاد مبارک...

...اَنْتَ الْمَوْلى وَاَ نَا الْعَبْدُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلا الْمَوْلى ...

تویى سرور و منم بنده و آیا رحم کند بر بنده جز سرور او ؟


 

در سال‌های جوانی و اقامت در نجف اشرف در یک شب گرم تابستان به دلیل گرمای بیش از اندازه و سختی اقامت در حجره، دعوت مؤمنی را جهت پیوستن به جمع دوستانی که در خانه آن شخص گرد آمده بودند، پذیرفتم.

 در آن جلسه، شخصی که به طنزگویی، مزّاحی و نشاط ‌بخشی در محفل دوستان معروف بود، طبق معمول به شوخی و بذله‌گویی پرداخت و اعلام داشت:

 من عکس زیبایِ «زن شایسته» یکی از کشورهای اروپایی را که در روزنامه ها چاپ شده را با خود آورده‌ام تا دوستان حاضر در جلسه ببینند و قضاوت کنند.

 آن شخص از دوستان جلسه درخواست کرد بدون تظاهر به دین‌داری و تقدس، هر کس پس از مشاهده عکس با صراحت و بدون تعارف بگوید که

بین یک لحظه ملاقات و دیدار با امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به طور حضوری و یک عمر ازدواج و زندگی با صاحب این عکس، کدام یک را برمی‌گزیند؟


عکس آن زن را به نوبت به افراد نشان می‌داد و افراد هم هر کدام به فراخور برداشت و سلیقة خود از عکس نظری می‌دادند. معمولاً افراد بیننده اظهار می‌داشتند حضرت امیر (علیه السلام) را که ان‌شاء‌الله در لحظة مرگ و عالم برزخ از نزدیک می‌بینیم؛ اما در این دنیا، زندگی با این زن مفید است!



من پنجمین نفر بودم. وقتی خواست عکس را به من نشان بدهد، طوفانی در قلبم به وجود آمد.

بر خود لرزیدم و پیش خود گفتم چه آزمون حساس و بزرگی است! آیا به راستی سزاوار است لحظه‌ای دیدار با علی‌بن‌ابیطالب (علیه السلام)، آن بزرگ مرد الهی را با شهوات مبادله کنیم؟! بدون این‌که عکس را ببینم، از جا برخاستم و جلسه را ترک کردم. هرچند مورد اعتراض حاضران واقع شدم، اما اعتنایی نکردم و خود را با ناراحتی به حجره رساندم. در حجره را باز کردم، اما به دلیل نامناسب بودن هوا داخل نشدم. روی پله نشستم، در حالی که سرم را به دیوار تکیه داده بودم، به خواب رفتم.

ناگهان خود را در سالنی نسبتاً بزرگ یافتم که تعدادی از علمای گذشته حضور داشتند و در صدر جلسه تختی قرار داشت و حضرت مولا علی‌بن‌ابی‌طالب (سلام الله علیه) روی آن تخت نشسته بودند.

قنبر غلام حضرت و مالک‌اشتر و... نیز همراه آن حضرت بودند. حضرت امیر مرا مورد خطاب قرار داد و به نام به محضر خود فرا خواندند. با شوق وصف ناپذیری از جا برخاستم.

لحظه‌ای خود را در آغوش آن حضرت دیدم. آن حضرت مرا مورد لطف و محبت قرار دادند.
من نیز امام را با همان خصوصیاتی که در روایات خوانده بودم، دیدم و لذت بردم.

در همین حال بیدار شدم و متوجّه شدم از لحظه نشستن در کنار در حجره تا ملاقات و بیدار شدن چیزی حدود هشت دقیقه طول کشیده است. با حالتی وصف ‌ناپذیر خود را به جلسة آقایان رساندم و دیدم همه سرگرم همان عکس هستند. به آنان گفتم من نتیجة انتخابم را گرفتم. از آن لحظه به بعد، این موفقیت‌ها در زندگی علمی نصیبم گشت.

علامه محمدتقی جعفری

منبع

/ 19 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الی

هوم ؟ کی ؟ من ؟[ابرو] الهی پس پس واسه شمام فرستادن ![نیشخند]

تولد

سلام قبلا خونده بودم می هم ولی باز هم به بازخونیش می ارزه و یه سوال که ما چقد اولویت هامون به جای اینکه دلپسند اهالی آسمون باشه خوشایند خودمونه ؟؟

گویای خاموش

به نام خدا سلام خواهش می کنم کاری که نکردم، فقط واقعاً نفهمیدم جریان چی بود :دی یعنی اون «گویا» واقعاً موضوع بحث بود یا مثالی بیش نبود؟ [زبان] گیر دادما!

پارسا زاهد

به نام خدا سلام امشب ماه یادتون نره ستاد تبلیغاتی پپسی :دی

2066

خودش میگه خودش میخنده کسی میفهه پارسا چی میگه؟ خودش چی؟ میدونه؟ وا!

گویای خاموش

به نام خدا سلام روزایی که کلاس داری و نیستی چقده آدم این جا حوصلش سر می ره! [خمیازه] [شوخی] [پلک]

2066

نهـــــــــــصــــــــــــــــــــــد به بزرگیه نهنگ نوشته "نهصد" ------------- آره. همه وبلاگا ... کلا همه ی نت! رو سکوت ورمیداره [عینک]

گویای خاموش

[خمیازه][خمیازه][خمیازه][خمیازه][خمیازه][خمیازه][خمیازه][خمیازه][خمیازه][خمیازه][خمیازه] امضا: [شوخی] پ.ن. زودتر بیا، عذاب وجدان دارم که کامنتای همچین پست تأمل برانگیزی رو دارم خراب می کنم خو..

گویای خاموش

به نام خدا سلام وااااااااا؟؟؟ چرا کامنت های اون پستت برام باز نمی شه؟!!! نه صبح باز می شد نه الآن! اما این یکی باز می شه! واه! [ابرو] حالا کار خاصی هم نداشتما، غرض احوالپرسی بود و اسپم، که اونم این پست و اون پست نداره [شوخی] اما جدی چرا کامنتاش باز نمی شن؟؟ کسی دیگه مشکلی نداره؟؟ آخه از دیروز تا حالا هم کامنت جدید نخورده اون پست، گفتم شاید مشکل برای بقیه هم هست [متفکر] ایش، با این وب داغونت [نیشخند] واجب شد یه پست جدید بزنی ببینیم برای اون جدیده باز می شه یا نه! [زبان] پ.ن. به اون پایینی ه بگو بسه دیگه! خوابمون کرد خب! [منتظر] [شوخی]

گویای خاموش

عععععععع! الآن اون پست بالایی کامنت خورده!!!!!! پس چرا برای من باز نمی شه؟! [ناراحت]