قیدار...

"...للحق...

 

نسب نسل اول، به "ایمان" برمیگردد؛ به ابراهیم حنیف که پدر ایمان بود...

پای نسل دوم، در "خون" است؛ خونی که می رسد به سرخیِ ردِ تیغ بر گلوی اسماعیلِ ذبیح، فرزندِابراهیم...

اما سرسلسله ی نسل سوم، قیدار نبی، فرزندِ اسماعیل نبی، فرزندزاده ی ابوالانبیاء، ابراهیمِ نبی است؛ که خود، صفت ش "مدارا"ی با مردمان بود و پدرِ پدرانِ سلسله ی خاتم انبیاست...

و این نقشی است از قیدار، عملِ بنده ی کمترین، رضای امیرخانی"    

****

"این کتاب نوشته شد...

تا اگر روزی در خیابان بودید و راه می رفتید و گرفتار پنطی و نامرد شدید، امیدتان نا امید شد،

بعد یکهو پیشِ پایتان پیکانی یا بنزی ترمز زد و مردی چارشانه با موهای جو گندمی پیاده شد...

.

.

نوشته شد تا اگر روزی در هرگوشه ای از این عالم، مردی دیدید که دوان دوان یا لنگان  لنگان ،

از دور دست می آمد...

 

تمام قد از جا بلند شوید و دست به سینه بگذارید ... تا در افق دور شود ...

با گام هایی  که هرکدام به قاعده یک آسمان است..."

رضا امیرخانی       

..................................................................................

کتابی ه که نمیتونم تعریفش کنم ! نمیدونم چرا!

یجور خاصی خاصه!

باید بخونیش تا بدونی داستان چیه و چی میخواد بگه..

فقط میدونم چیزایی رو میگه که تو هیچ کلاس و هیچ رساله ای به آدم یاد نمی دن

...

بعدگذاشت!:

بعد نوشت: قسمت اولِ نوشته مربوط میشه به صفحه ی اول کتاب و دومی به صفحه ی آخر!نیشخند

بعدتر گذاشت:http://www.ermia.ir/contents.aspx?id=783

پ.ن:اون موقع که هدیه دادم این کتاب و نگران بودم نکنه اونقدرا هم خوب نباشه ...

الان خوشحالم که همچین کتابی و هدیه دادم :)

بعدنوشت: فونت و اندازه نوشته هام بده؟حس میکنم اوکی نیس ..ولی نمدونم چشه!

پ.ن(نامربوط!) :دکتر "ع" این هفته سر کلاس اعلام کردند تا اول تیرماه کلاس داریم و 11 تیر هم امتحانامون شروع میشه ...و این یعنی خدا بگم ...بوووووق!

---------------------------------------------------------------------------------------------

الهی از من آهی و از تو نگاهی

/ 23 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گویای خاموش

اون % اشتباه تایپی بود، ربطی به کد نداشت :)

پارسا زاهد

به نام خدا سلام فکر کنم یه کد به همه می‌ده بعد از مثلاً چند ساعت دوباره عوض می کنه الان مال منم شد 487 :دی

گویای خاموش

به نام خدا سلام ببخشید ترانه می دونم زیادی اسپم زدم، اما حالا یه کامنت مفید می ذارم [چشمک] در مورد معنی پنطی سرچ کردم، خب، به این نتیجه رسیدم که در اصل «پنتی» هست که «پنطی» هم خیلی جاها نوشتن انگار. لغت نامه ی دهخدا: (در تداول عامه ) آنکه از شوخی و پلیدی احتراز نکند. سخت شوخ و با جامه و سر و روی آلوده که نظافت نداند، در اصطلاح «مشتیان » مقابل لوطی ، جَبان . بی حمیت . بی غیرت . چرک . دَنِس . قذر. لاابالی در پاکی و نظافت . فِژاکن . پَچل َ. البته می دونم این که در مورد کثیف بودم و اینا گفته شاید خیلی به چیزی که امیرخانی نوشته نخوره، اما سرچ که می کردم، به کرّات دیدم که پنطی/پنتی رو مخالف لوطی و مردونگی و اینا اوردن (دهخدا به اینم اشاره کرده). فرهنگ معین: این جا دو تا معنی براش اورده، که معنی دومش دقیقاً می خوره: (پِ) (ص .) (عا.) 1 - آن که از شوخی و پلیدی احتراز نکند، کسی که نظافت نداند. 2 - بیکار، لش ، بی غیرت ، لاابالی ، (در اصطلاح م شتیان مقابل لوطی ). این بود نتایج تحقیق من [پلک] فونتت هم خوبه که، مگه چشه؟ همه چی خوبه، فقط کدته که مشکل داره [شوخی]

گویای خاموش

من اصلاً یادم نمی یاد درس ماه ها کجای کتاب بود [ناراحت] یعنی اصلاً یادم نیست، مگه درسی در مورد ماه ها داشتیم؟! [ناراحت] تران؟ بدین وسیله تفاوت سنی فراووووووووونمون رو به رخم کشیدی؟! نیز آلزایمر و عوارض سن و اینا رو؟! [گریه] اون وقت توی چه کتابی بود؟ فارسی دیگه؟ [خنثی] کلاس چندم؟ :(( خو من چرا هیچی یادم نمی یاد؟ جدی می گم! [ابرو] ایش چقد سوسول، حتماً باید با شعر یاد بگیره [شوخی] می خوای خودم یادت بدم؟ :دی وای ترانه من یه چیزی که هیییییییچ وقت یاد نگرفتم تا حالا می دونی چیه؟! قول می دی نخندی؟ :دی این که یادم می ره ماه های انگلیسی کدومشون چند روزه!! [نیشخند] خو عین آدم ترتیب ندارن! می شه با شعر یادم بدی؟ :پیییی ----- هیچم ربطی به برنامه ریزی نداره اونی که تو ذهن منه [ابرو] ----- راست می گیا، فکر کنم تأثیرات حس باشه، البته خودتم بی تأثیر نیستی ها، حالا مثالش یادم نیست اما یه وقتا خارجکی می شی فکر کنم، نمی شی؟ می شی؟ شک کردم [سوال] ----- کدها رو جدی جدی جیره ای کردن، هر چند ساعت یکی :دیییی جداً الآن مثل کامنت قبلیم اومد..

گویای خاموش

به نام خدا سلام ------- یادم نیست کی و از کجا و از کی یاد گرفتم! اصلاً من کجام؟ این جا کجاست؟! :دی فاصله هه که زیاده، اما خب من از همه تون کوچیک ترم خدا رو شکر :) :پی ماه های انگلیسی رو زمون جوونیا که کلاس زبان می رفتم یاد گرفتم، اما ماه های عربی رو هنوزم که هنوطه قاطی می کنم، یعنی تا یه جاییش می گم بعد وسطش هنگ می کنم :دی [پلک] ----- چه خوشگله! 111 ! کاش حالا حالاها برش نداره! [شوخی] تران می دونم شورشو دراوردم از بس اسپم (هرزنامه؟ فارسی را پاس داشتم!) زدم! [ناراحت] [لبخند]

2066

سلام خب منم ماه ها رو یادم نمیاد تهه کدوم کتاب بود؟؟ البته طبیعی ه. چون هیچ کتاب درسیو تا ته نخوندم. به نظرم باید تهه کتابو بذارن اولش که ادم وقت کنه بخونه . خب [عینک] خدا رو شکر کتابش راجع به انبیاست و اون چیزا نیست [اوغ[گاوچران]

2066

جا مانده : [اوغ]

2066

اه حالا یه شکلک خواستیم بذاریمااا [اوغ]

2066

[کلافه] [عصبانی]

حس غریب

یکی بیاد نظرات رو بخونه به سلامت روانی همگی ما شک میکنه! بلا نسبت البته!! No Offence [نیشخند]