کتابخونه نوشت1

...الهم صل علی محمد وآل محمد...

خدایا این رب انار درساشو خوب بخونه و خوب بفهمه و خوب امتحان بده و عالی نمره بگیره !

الهم صل علی محمد و آل محمد

مرسی دعام کردین

نیشخند

************************************************

سلام

مژه

این رجال نبودند من غم باد میگرفتم خدایی !

ینی کاری کردن یموقع هایی دارم  راه میرم ییهو میزنم زیر خنده !

...

بعد از ناهار رو مبل نزدیک صندلیم رجُلی خوابیده بود..

خواب

خُرررررررررررر پفففففففففففففف

پفففففففففففف

پففففففففف

آخ

...

 

بعد از ظهر میخوام برم تو حیاط

ییهو تا ازجام بلند شدم

تعجب

رجلی آن سوی، دقیقا در وسط سالن مشغول ورزش بود!

ورزش هااااا نه کش و قوص بدن ! ورزش!

ابله

...

این رجلان نمی خوانند؛ وقتی میخوانند هم بد میخوانند

کله صبح تا آخر شب

خوشا بحالشان

...

رفتم آبی بنوشم ازین آب سرد/گرم کن برقی های تازه به دوران رسیده!

2تا لیوان گذاشته رو آب سرد/گرم کن، یکی هم تو دستش

داشت بساط چندتا لیوان چایی رو آماده میکرد

با خودم گفتم؛ خوش بحالش الان دوستاش میان و با هم صبونه رو میزنن..

هییی!

آنسوی تر روی صندلی می نشینم و مشغول قوت و غذایم می شوم و سرم را با دیدن در و دیوارِ همیشگیِ حیاط گرم میکنم ..

موقع رفتن باز نگاهم به بساط چای َش می افتد

خودش است و خودش

+

1 لیوان چای خورده شده ، یک لیوان چای درحال خورده شدن و یک لیوان دست نخورده!

خنثی

اعیاد مبارک

 

...

امروز به دلایلی بس غریب رفتم باشگاه

قرار بود تا بعد امتحانا نرَم

 

از اولش "م" هر توپی و که میخواس بزنه اول یبار میزد تو سر من بعد از رو تور ردش میکرد!خنثینیشخند

 

1.ناخنم شکست و کامل برداشته شد..

ینی کاش برداشته میشد نصفی رو هوا نصفی رو زمین ..

درد میکند بسی

 

2. انگشتم تاول زد و تاولش باز شد تو بازی

در میکند بسی

 

3. دستم به جایی کشیده شد و یه تیکه پوستم برداشته شد

بدجووور

 

4. از دفه پیش که یه پست اسمشو نیاری زدم تا الان هر شب خوابشو می بینم !

دیوانم کرده !

خواب ندرم که ! دو دیقه یبار بیدار میشم با پراغ گوشی در و برم و چک میکنم !

 

5. نشد پست قبل و ویرایش کنم ...مجبور شدم جدید بزنم ..

 

 

/ 37 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حس غریب

سلام آخییییییییییییییییییی رب اناری...حسابی له و لورده شدی پس ناااااااااااااااااااااااااااااااازی این عواقب اینه که یک تیچر وسط امتحانا به کارای متفرقه می پردازه (آمار جوشات از دستم در رفته بااین تیچر شد چندتا؟ :دی)

گویای خاموش

[خواب][خواب][خواب]

گویای خاموش

:دی وا؟!! تمساح؟! [تعجب]

گویای خاموش

به نام خدا سلام جناب هاوایی؟ [نگران] [اضطراب] ------ حیف شد این جا کمبود امکانات داریم، وگرنه توی پارسی بلاگ یه شکلکه هست می خواستم بذارمش، که قیافش می خواد بگه: وای وای ترسیدم! [زبان]

گویای خاموش

به نام خدا سلامی هزار باره :) الآن ساعت نزدیک به 3 بعدازظهر می باشد و من هنوز درس نخوانده ام! (تا لنگ ظهر داشتم بی خوابی دیروزم رو جبران می کردم خو..) برنامه ی یونی که می خواستم برم هم کنسل شد، بعد من پشیمونم که چرا نیومدم کتابخونه.. نمی دونم چرا تو خونه نمی تونم درس بخونم.. خیلی احساس یکنواختی می کنم، خییییییلی! [سوال][افسوس]

گویای خاموش

دقیقاً مسئله همون هنگ کردن ه... نیاز به یه شات داون عمیق دارم! ... (ابدی نه ها :دی) یه چیزی تو مایه های رفتن توی محیط وکیوم! :|

گويا

به نام خدا سلام ------------- عرضي نداشتم فقط خواستم بگم همونطور كه مستحضر هستيد بالاخره به نت كتابخونه دست يافتم!!! :دييييييييييييي و الآن گفتم از اين جا هم ابراز وجودي بنمايم!!!! [شوخی] فارسي هم كه داره.. اما مثلاً كاماشو پيدا نمي كنم! اوكي برم درس بخونم ديگه :) [نگران][اضطراب] [پلک]

گویای خاموش

توی کانال آب؟ حالا هرجا، واقعاً نگرفتنش؟!! [وحشتناک] [سوال] آدم یاد این فیلما میفته! یهو می بینی از وسط خیابون زد بیرون! [نیشخند] [اضطراب][شوخی]

2066

اون 2 تا خرس و 3 تا بچه شیر مال مشهد بودن. قضیه ش اینه که مسئول باغ وحش مشهد اونا رو برده بوده خونش که بهتر بهشون رسیدگی کنه. خرسا نیمه های شب در حیاطو وا میکنن و میرن بیرون. شیرا هم پشت سرشون.

2066

خرسا زنجیر پشت در رو کشیدن و در باز شد. انگار چند روزی بودن تو خونه و یاد گرفتن دیگه جالبش اینه که دختر دبستانی این آقا هم با حیوانات خیلی دوست بود. انگشتشو میخوردن :))) کد 777 داده جواب یکی از سوالای کنکور 777 بود. منم اشتباه زدم :(