جانستان کابلستان...

در زیباییش انقدر میتونم بگم که هرچی تلاش کردم یه قسمت رو بذارم که بقیه قسمت های کتاب جالبتر باشه ، تلاشم به جایی نرسید ...

چون تمام کتاب فوق العادس!

واااااااقعا محشره ...


 

 

 

حالا دلتون نسوزه خو...

چند دقیقه ای در همان حال، خواب و بیدارم که یکهو احساس میکنم کسی دارد از روی کفش ورزشی، پایم را می خاراند. بدم هم نمی آید. کمی صبر میکنم. ول کن نیست. چشم باز میکنم ...باور کردنی نیست... یک موجود عجیب و غریب روی پایم راه می رود. شبح نیست، از جنس سوسک و مارمولک هم نیست... رسما عقرب است... عقربی با دمی برافراشته روی پایم جا خوش کرده است. ناخودآگاه ، پنداری وسط صدهزار تماشاگر استادیوم آزادی باشم، با همه ی توان ، بلند و کشیده ، عقرب را شوت میکنم پشت سیم خاردار...ازین حرکت ورزشی ، قطار به هم میریزد. یکی برمیگردد سمت من :

ایرانی! همین چه کار بود کردی؟

دیگری میگوید:

ها... غلط کردی... غلط کردی

 

(غلط کردی=اشتباه کردی)

1.میدونم برا اینکه نشون بدم واااققعا چقد کتاب ماهیِ قسمت خیلی خوبی رو انتخاب نکردم ولی خو همینجوری ورق زدم اینجا رو نوشتم...

2.کتابش رو واااااااااااقعا بهتون توصیه میکنم بخونید...باور کنید فوق العادس(اصلا کدوم کتاب رضا امیرخانی فوق العاده نیس)

3. راستش یکی از مواردی که مرا ترقیب به زدن وبلاگ میکرد معرفی این کتاب بود..

4. درحین خوندن کتاب حس سفرنامه ی یه کشور دیگه خوندن رو نداری، حس میکنی همین جاس، شاید چون هم زبانیم ، هم دینیم و ... . آها! نگفتم ؟ این کتاب سفرنامه خود رضا امیرخانی به کشور افغانستان هست..وای چقد فوق العادس!

5.به جون ترانه ، جون رب اناریم خیلی خوشگله ، خیییییییییییلی!

 

بخونینششششششششششششش!

 

/ 12 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرفره

سلام از كجا بخرم اينجام هست به نظرتون؟! نمايشگاه كتاب ما كه هيچي نداشت يني مث سال هاي گذشته نبود

فرفره

اسم كتاب ه خيلي بامزست توشو نميدونم

گویای خاموش

به نام خدا سلام کامنتم پرید! از معدود دفعاتی بود که ازش کپی نگرفته بودم! [قهر] دوباره می نویسم: همین روزا باید یه سر برم انقلاب، یادم باشه بخرمش! (ترانه خدایی چقدر از مستر امیرخانی گرفتی تبلیغ کتابشو بکنی؟ [زبان]) فقط امیدوارم به جمع کتاب های نخونده م اضافه نشه [شوخی] شوخی کردم، حالا غیرتی نشی سر کتاب مورد علاقه ت. راستی، ترغیب [زبان]

گلدون

به جای جبل السراج نوشته جبال‌الانصار به جای کوته سنگی نوشته کُتَلِ‌سنگی نقدهایی که راجع بهش میخوندم چیزای دیگه ای هم نوشته بود مثلا یه روایت اشتباه. کاملا اشتباه. راجع به اون پهلوان، محمد ابراهیم. چیزای دیگه ای هم نوشته بود. یادم نمیاد چیزی که برام جالبه اینه که اغلب نخونده بودن اون فصل انتخابات کتاب رو. من کتابو یه روزه تموم کردم. :) قشنگ ترین بخش یا بهتر بگم جمله کتاب هم " چشمان بلاکش هندوکش " بود. عاشقشم

روانشناسه

ترگیب شدم بخونم .. تا نمایشگاه سال بعد صبر کنم با تخفیف بخرم [نیشخند]

پارسا زاهد

به نام خدا سلام اگه اشتباه گفتم نخندین بهما [خجالت] من ایشون رو نمی‌شناسم. بعد ایشون افغانی هستن اومدن سفرنامه‌ی تو ایرانشون رو نوشتن؟ یا ایرانی هستن سفرنامه تو افغانستان رو نوشتن؟ شایدم افغانی هستن و سفر نامه تو شهر‌های مختلف افغانستان رو؟ بعد یعنی واقعاً عقرب رو پای آدم راه بره احساس خوبی به آدم دست می‌ده.؟[سوال][تعجب]

گویای خاموش

به نام خدا سلام نگل گول می نماییم (روانشناسه؟ لهجه منو هم تغییر دادی! :دی ) "" یکهو احساس میکنم کسی دارد از روی کفش ورزشی، پایم را می خاراند. بدم هم نمی آید. "" منم حس کردم حس "نسبتاً" خوشایندی داشته [سوال] دهه! این چرا کد نمی ده؟!! :555: (رفرش کردم داد!)

دل گرفته

خو این همه نوشتی من کی برسم بخونمشون چرا اینقدر تند تند اپ میکنین مگه شماها درسو مخش ندارین؟؟

گویای خاموش

به نام خدا سلام مسئله فهمیدن یا نفهمیدن نیست؛ موضوع اینه که یعنی بر فرض که آدم ندونه عقریه، یعنی واقعاً حسش خوشاینده؟! [اضطراب]

Gemini

سلام اسم وبلاگو ..سلیقه کتاب خونیتو خیلی دوست داشتم!از آشنایی باهات خوشبختم